کل نماهای صفحه

پنجشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۲

کافه کتاب

در میان این آثار ادبي، بازماندة افسانه ھایي دیده مي شود كه، به زبان جانور و مرغ، نقایص و شھوات و عواطف آدمي آشكار مي شود و به صورت حكیمانه اي معاني عالي اخلاقي به نظر مي رسد، و خواننده چنان تصور مي كند كه مضامین آنھا، پیش از آنكه ازوپ و لافونتن به دنیا آمده باشند، از افسانه ھاي ایشان برداشته شده. یكي از داستانھاي مصري، كه حوادث طبیعي را با امور فوق طبیعي در ھم آمیخته و نمونة دیگر داستانھاي مصري به شمار مي رود، قصةآنوپو و بي تیو است. این دو قھرمان داستان، دو برادر بودند، یكي بزرگتر و دیگر كوچكتر، كه با كمال خوشبختي در مزرعة خود روزگار مي گذراندند؛ ولي روزي ناگھان زن آنوپو عاشق بي تیو مي شود و، چون راھي به وصال برادر شوھر پیدا نمي كند، از او انتقام مي گیرد و نزد شوھر بدي او را مي گوید و او را به دست درازي و قصد بد متھم مي سازد. خدایان و نھنگان به یاري بي تیو برمي خیزند، ولي وي از آدمیزاد بیزار و گریزان مي شود و براي اثبات بیگناھي خویش خود را ناقص مي كند و از ھمه دوري مي جوید و مانند تیمون آتني به جنگلي پناه مي برد. در این جنگل قلب خود را، در بالاي درختي، بر بلندترین گل مي گذارد كه دست كسي به آن نرسد. خدایان بر تنھایي او رحمت مي آورند و زن بسیار زیبایي براي او مي آفرینند؛ رود نیل عاشق این زن مي شود و تاري از گیسوي او مي رباید. این تار مو با آب مي رود و به دست فرعون مي افتند و از بوي آن مست مي شود و به كسان خود فرمان مي دھد تا صاحب گیسو را جستجو كنند. این زن را پیدا مي كنند و نزد فرعون مي آورند كه او را به ھمسري خود برمي گزیند. فرعون بر بي تیو رشك برده، مأموراني مي فرستد تا درختي را كه بي تیو دل خود را بر آن گذاشته، ببرند، و چنین مي كنند؛ چون گل بر زمین مي افتد، بي تیو مي میرد.
توجه داشته باشید كه تفاوت ذوق ادبي نیاكان ما با ذوق ادبي ما تا چه حد اندك است!
.
----------------(ویل دورانت _ تاریخ تمدن، جلد یکم)----------------

هیچ نظری موجود نیست: