کل نماهای صفحه

پنجشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۳

بدون عنوان

با سلام خدمت تمامی دوستان چه آنهایی که کیک به علی آقای ما نمیدن و چه آنهایی که از دادن کیک امتناع می کنند !!!! خودمانیم ها این بحث کیک جاودانه شده و بقول سید علی سپهری : تا شقایق هست کیک باید خواست
خدمت خاله مریم عرض کنم که خانواده شما تا جایی که من به یاد می آرم زندگی بسیار پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته و از تمامی وقایع با سربلندی بیرون آمده است. در واقع به نظر من آنچه که در این مقطع نیاز داریم فقط گذشت زمان است. اینکه با گذشت زمان چه واکنشی در ذهن انجام می گیرد نمی دانم اما نتیجه آن باور نکردنی است. من بر این باورم که با گذشت زمان و خوش فکری و همیاری خاله ها و دایی ها و عموها و عمه ها و ... این حادثه می تواند نقشی مثبت در زندگی محمد داشته باشد و من ایمان دارم که شما می توانید آن را به انجام برسانید. وشاید بهتر است که بگویم ما می توانیم به انجامش برسانیم
خدمت سوزان خانم عرض شود که با این موضوع که گفتید میان اینهمه شعر و متون ادبی که نمی شود چیزی نوشت به شدت مخالفم . آیا شما فقط می خواهید چیزی بنویسید که هماهنگ بقیه نوشته ها باشد؟ و یا می خواهید چیزی (حالا در هر رابطه ای) بنویسید؟ من هنوزم متوجه نمی شوم که چرا می خواهیم نوشته ها را به هم وصل کنیم؟ آیا جدا نمی شود که هر کسی هرچی خواست بنویسد؟ من فکر می کنم که اینطور نیست که شما می گویید (امیدوارم از نظرم دلگیر نشده باشید) .راستی یادم رفت بپرسم که آیا شما به علی سوغاتی داده اید که صداش در نمی یاد یا خیلی ساده علی آقا یادش رفته
خدمت مریم خانم از نوع آ عرض شود که از نوشته اول درباره کتاب خیلی لذت بردم و ... اما خدا وکیلی از دومی هیچ چی متوجه نشدم و مطمینم که هنوز زبان مادری را به تمامی از یاد نبرده ام.درهر حال توضیح تان جالب بود. باید بگم که من اینجا متاسفانه دسترسی به کتابهایی که شما می خوانید ندارم. نگویید که اصل تمام این کتابها که اینجاست می دانم مشکل در درجه اول زبان و مهمتر از آن وقت است که امیدوارم با برنامه هایی که در ذهنم دارم هردو را حل کنم
با آرزوی سلامتی هرچه سریعتر محمد عزیزم
ارادتمند همه دوستان ، سعید

هیچ نظری موجود نیست: